نسیم درد /شعرفاطمی
نسیم درد
اگر که شعلۀ آهی به آسمان می داد
چراغ محفل ماتم به عرشیان می داد
فرشتگان خدا می زدند ناله، چواو
عنان گریه به چشمان خونفشان می داد
نسیم درد زهفت آسمان گذر می کرد
شکسته شانۀ خود را چو او تکان می داد
خسوف ماه برای همیشه باقی بود
کبودی رُخ خود را اگر نشان می داد
برای مرگ چرا دست بردعا برداشت
کسی که هرنفسش نکهت جنان می داد
به دست سرخ شهادت چو دید تابوتش
گلی به گرمی لبخند ارمغان می داد
اگر که حرف نمی زد درآن دم آخر
گمان کنم که علی زین سکوت جان می داد
ادامه داشت «وفائی» هنوز غمنامه
اگر که اشک مرا فرصت بیان می داد
التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط سيد هاشم وفايي «مشهد »
|
کرده ام نذرکه عمری زغمت گریه کنم