جان جهان/باغ درآتش
جان جهان
باغ را آتش زدند وباغبان را می برند
شد زمین گریان چومی دید آسمان را می برند
یک طرف گلهای باغ از غم گریبان می درند
یک طرف با دست بسته باغبان را می برند
پیش چشم لاله های باغ گلچینان چرا
همره خود جلوه باغ جنان را می برند
پشت درافتاده بانوی بهشت احمدی
دوزخی طبعان امیر مومنان را می برند
جان عالم برلب آمد باعث خلقت چودید
عده ای با ریسمان جان جهان را می برند
آی جبریل امین یکدم فرود آی وببین
راز دار ومحرم راز نهان را می برند
دست عترت دامن پاک ولایت را گرفت
دید چون سرمایه امن وامان را می برند
تا که زهرا حافظ این بوستان سرمدی است
کی وفائی طایر عرش آشیان را می برند
التماس دعا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط سيد هاشم وفايي «مشهد »
|
کرده ام نذرکه عمری زغمت گریه کنم