شرط عشق

پیش از آنی که عزادار مُحّرم باشی

سعی کن درحرمش مُحرم ومحرم باشی

خاک ازحُرمت شش گوشۀ اوحرمت یافت

گرشوی خاک رهش قبلۀ عالم باشی

منزلت نیست تو را بی مدد مهر حسین

گرچه موسی شوی وعیسی مریم باشی

گرچه نیکوست به اندوه وغمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه وپرچم باشی

همره زمزم اشکی که تو را بخشیدند

می توان مُحرم بیت لله اعظم  باشی

شادی هردو جهانت به خداتأمین است

گر در این ماه عزا همسفر غم باشی

صاحب بزم حسین است علی و زهرا

نکند غافل از این محفل ماتم باشی

به همان دست وسروسینۀ مجروح قسم

شرط عشق است براین زخم تو مرهم باشی

خوش بحال تو«وفایی»که خداخواسته است

همچنان کعبه عزادار مُحّرم  بـاشی